آخرین اخبار : انصراف علیرضا قربانی از پروژه جام جهانی پیچیدن نوای موسیقی آذربایجان توسط بانوان تبریزی در تالار وحدت قطعه جدید هوروش بند با تاخیر منتشر می شود گزارش تصویری کنسرت مسیح وآرش تهران ۲ اردیبهشت ۹۷ گزارش تصویری کنسرت بهنام بانی تهران ۳ اردیبهشت ۹۷ قطعه جدید فرزاد فرزین ۶ اردیبهشت منتشر می شود کودکان ایران شگفتی ساز فرانسه شدند انتقاد تند و جنجالی پرواز همای به شورای شعر برای تایید اراجیف! اینائودی: ایران شروع تمدن‌هاست/ سلام به هواداران ایرانی علی بحرینی: شما که از هیراد هنرمندترید چرا کنسرت برگزار نمی کنید؟/ شما از خشن ترین ماموران گشت ارشاد دست کمی ندارید
تلگرام موسیقی پارس

از « اعدام » تا « توپخونه »؛ واژه ها اجتماعی می شوند

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۳۲ یادداشت کد خبر :36210

موسیقی پارس – سام شرف زاده: حرف آخر را اول می زنم. « قفس ترانه » می تواند رتبه اول را در میان دیگر قطعات آلبوم « دستای نامحرم » کسب کند، اگر پای پانزده قطعه این آلبوم به نظرسنجی باز شود. برای نوشتن از یک اثر،باید صبر پیشه کرد تا هیجان ها خالی شود. هیجانی که بین مخاطبین متولد می شود و سخت است بگوییم گریبان اهل رسانه را نمی گیرد و در این میان جا دارد به عزیزانی که به تازگی وارد حوزه خبر شده اند بگویم سه روز پس از انتشار یک آلبوم موسیقی وقت مناسبی برای بیان نظر در خصوص آن نیست. یک آلبوم موسیقی را باید چندین و چند بار در روزهای مختلف با دقت شنید تا یقین پیدا کنیم نکته مهمی پشت پرده باقی نمانده. وقت آن رسیده کمی در خصوص آخرین آلبوم منتشر شده از کامران رسول زاده چند خطی نوشت که به تهیه کنندگی محمدرضا خانزاده، توسط موسسه فرهنگی-هنری و بازرگانی اکسیر نوین منتشر شده است. آلبوم « دستای نامحرم » آلبوم خوب و قابل دفاعی است و با اینکه پخش مناسبی نداشت، خوب شنیده شد و به اعتقاد نگارنده دلیلش می تواند مخاطبی باشد که پیگیرِ خواننده مورد علاقه خود است و به لطف سایت های دانلود آثار صوتی و تصویری توانسته به خواسته اش برسد.

 

دست روی موضوع اصلی این یادداشت می گذارم و به قطعات « تهران » و « بچه های ته خط » اشاره می کنم که نیاز موسیقی به ترانه های اجتماعی را به اندازه خود برطرف کرده اند. کامران رسول زاده در ترانه « تهران »، پایتخت را آنگونه که هست سروده و واژه ها را به خوبی کنار هم چیده و عباراتی نظیر: «شهری که از اعدام تا توپخونه معنی داشت» و یا « شهری که نفرین و تباهیش سهم مردم شد » را خلق کرده است. همچنین در ترانه « بچه های ته خط » که بیان کننده چگونه بزرگ شدن کودکانی است که در شرایط سخت بزرگ شده اند، با « ما بچه های ته خط، جغرافیامون درد بود، تاریخمون رُ باد برد، فصل دلامون سرد بود » رو به رو می شویم. در قسمت دیگر ترانه، رسول زاده شاعرانه به مسئله اقتصادی این کودکان اشاره کرده و نوشته : «بابا که نون داد جون داد،به بوی نونش سیر شدیم، ما بچه های ته خط، با غصه هامون پیر شدیم». شاید موضوعی که در آینده ای نه چندان دور مورد بحث قرار گیرد، کمرنگ بودن آثاری از این قبیل در فضای موسیقایی کشور است و باید خوشحال بود در این شرایط که خوانندگان عزیز ما بیشتر وقت خود را صرفِ خواندن از عشق های بی حاصل می کنند، ترانه هایی مثل این دو در قالب ملودی و تنظیم به گوش می رسد. کامران رسول زاده در خوانندگی، آهنگسازی و ترانه سرایی خلاصه نمی شود و اخبار مربوط به تجدید چاپ کتاب شعرهای او را می توانید در رسانه های مختلف ببینید.  همان طور که در اشعارش فضای جدیدی را تجربه می کند، در قطعه « اسب زخمی » نیز مخاطب را با یک ترانه مرموز آشنا می کند و حتما هواداران او می دانند داستان این ترانه از چه قرار است چرا که در کنسرت هایش همیشه پیش از خواندن این قطعه به آن اشاره می کند.در قطعه « زن »، خواننده در حال توصیف معشوقه ای است که دوست دارد. « یه زن که مثه مرد درکم کنه،که دردای مردونمُ کم کنه» و در ادامه می نویسد: « یه زن که کتونی بپوشه هنوز».فضایی کاملا به روز و نزدیک به حال و هوای خیلی از جوانان که بیشترین مخاطب آثار موسیقی هستند. اما در انتها خواننده با گویشی متفاوت شنونده را غافلگیر می کند و می خواند:« یکی که شبیهِ خودت باشهُ … » در این لحظه متوجه می شوید خواننده مشغول توصیف معشوقه از دست رفته اش بوده.

 

عاشقانه های رسول زاده، عاشقانه هایی است هم مسیر با دیگر آثار عاشقانه اما با نگاهی متفاوت و این تفاوت در آثار، می تواند فضای تک بعدی و تکراری ترانه های عاشقانه را بهبود بخشد. گفتنی است در میان این پانزده ترانه که در آلبوم گنجانده شده کم نبودند آثاری که پیشتر به صورت تک آهنگ منتشر شده بودند و شاید این تنها نکته منفی « دستای نامحرم » باشد.

 

منبع: روزنامه روزان – بازنشر اختصاصی سایت موسیقی پارس