شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ - Saturday 23 September 2017
کد خبر : 39006
تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۰
- بازدید

از کوزه همان برون تراود که در اوست

 موسیقی پارس – علیرضا ایرانی نژاد: پس از احیای مجدد ارکستر سمفونیک و پرواز مجدد این ققنوس پیر، دومین وعده ریاست جمهوری کشورمان مبنی بر احیای مجدد ارکستر ملی هم محقق شد تا علاقمندان چشم انتظار در شبی به یاد ماندنی دل به بوطیقای موسیقی ارکستری ببندند که چه بخواهیم و چه نخواهیم یادآور و میراث خوار بزرگانی چون استاد حسین دهلوی و زنده یاد ابوالحسن […]

 موسیقی پارس – علیرضا ایرانی نژاد: پس از احیای مجدد ارکستر سمفونیک و پرواز مجدد این ققنوس پیر، دومین وعده ریاست جمهوری کشورمان مبنی بر احیای مجدد ارکستر ملی هم محقق شد تا علاقمندان چشم انتظار در شبی به یاد ماندنی دل به بوطیقای موسیقی ارکستری ببندند که چه بخواهیم و چه نخواهیم یادآور و میراث خوار بزرگانی چون استاد حسین دهلوی و زنده یاد ابوالحسن صبا است.

 

نهایتا پس از مدتها انتظار و دنیاها دنیا حرف و حدیث و گمانه زنی های عموما بی پایه و اساس،  چوب رهبری ارکستر ملی ایران در دستان فرهاد فخرالدینی آرام گرفت تا با فرمان این  آهنگساز برجسته موسیقی ایران ارکستر موسیقی ملی ایران خواب چند ساله را از چشمان خود بزداید.

 

به هر شکل و هر صورت، احیای مجدد ارکستر ملی ایران رویدادی خجسته است. مهم نیست این ارکستر را گلهای جدید بنامیم یا ارکستر صبا و دهلوی و یا ارکستر ملی. مهم نیست رهبر این ارکستر فخرالدینی ها باشند یا کیارس ها. به هر ترتیب نمیتوان منکر جای خالی چنین ارکستری در چند سال گذشته بود. ارکستری که هم نامش ملی باشد و هم ملی بنوازد !!!

 

اما آنچه در حال حاضر بیش از بودن این ارکستر مهم می نماید چگونه بودن آن است. بدیهی است که ارکستر ملی می بایست جدای از تفاوت در نام، در کلیت و تمامیت تفاوت هایی اساسی و بنیانی با ارکستر سمفونیک داشته باشد که در غیر اینصورت داشتن یک نسخه اصلی از هر چیزی بهتر از داشتن دو نسخه فرعی از یک چیز واحد است. و این اصل نه نظر شخصی نگارنده که حکم منطق است.

 

در بررسی تاریخی شکل گیری این ارکستر بوضوح مشخص می شود که عمده ترین تفاوت ساختاری ارکستر ملی ایران با ارکستر سمفونیک جایگزینی سازهای بادی برنجی ارکستر سمفونیک با سازهای مضرابی ایرانی به منظور ایجاد قابلیت در اجرای فواصل موسیقی ایرانی و نزدیک شدن به هویت و مفهوم فرهنگی موسیقی ایران است.

 

طبیعتا وظایف اصلی یک ارکستر ( چه بخوانیم ملی، چه بخوانیم سمفونی و چه بخوانیم فیلارمونیک و مجلسی)، عمدتا در راستای توفیق در ارایه و بازسازی  هویت فرهنگی موسیقی مورد نظر و شخصیت پردازی آهنگساز قطعات اجرا شده، نوشته و ساخته و پرداخته و در یک کلام تدوین می شوند. و اینگونه است که مفاهیم و واژگانی چون  (آرتیکولاسیون و …) به قاموس واژگان این هنر راه می یابند.

 

حال این سوال مطرح می شود که آیا واقعا آنچه بعنوان ارکستر ملی ایران احیا شده واقعا ارکستر ملی ایرانی است؟

 

اگر پاسخ مثبت است پس چرا از سازهای مضرابی ایرانی در این ارکستر خبری نیست. این چه ارکستر ملی است که از سازهای ملی ایرانی ( جز دایره و تمبک)، کاملا بی بهره است؟ به قولی شیر بی یال و دم اشکم که دید؟ این چنین شیری خدا کی افرید؟

 

اگر پاسخ منفی است پس چه نیازی به راه اندازی ارکستر ملی بود؟ همان ارکستر سمفونیک کفایت میکرد. فقط کافی بود در زمان اجرای آثار ملی از بادی برنجی ها استفاده نشود. به قول معروف سری که درد نمی کند را چه حاجت به دستمال؟

 

سوال دیگر اینجاست … ایا با تغییر چهار لیدر میتوان ارکستر سمفونیک را به ارکستر ملی تبدیل کرد؟

 

اگر پاسخ مثبت است که باز هم باید گفت که در حال حاضر خوشبختانه یک ارکستر سمفونیک تمام عیار، جوان با توانمندی های بالقوه و بالفعل در اختیار داریم دیگر چه نیازی به دو اسمه کردن یک ارکستر داریم؟  و اگر پاسخ منفی است که دیگر هیچ. شاکله فعلی ارکستر ملی خود زبان گویای بسیاری از ناگفته هاست.

 

به هر صورت آنچه غیر قابل انکار می نماید، این مهم است که تنها  فرق اجرای ارکستری که اجرای آن را تحت عنوان ارکستر ملی شاهد بودیم  با ۱۰ اجرای ارکستر سمفونیک ما بصورت کنسرت های کلاسیک در ۲ ماه گذشته  در این است که  لیدر های ان عوض شده اند.

 

گفتنی است سابقه درخشان این لیدرها مانند آقایان رحیمیان ..عالمی.. ظهیرالدینی.. فربانی.. بیات  همه و همه به فعالیت این هنرمندان در ارکستر سمفونیک اشاره دارند. اکثر این هنرمندان حتی در دوره هنرستان هم تحت آموزش موسیقی کلاسیک قرار داشتند. خواستگاه تمام این هنرمندان همان موسیقی کلاسیک غربی است.

 

شاید عدم توفیق ارکستر ملی تازه احیا شده ما در ایجاد پل ارتباطی حسی و فرهنگی بین مخاطب و موسیقی در همین مهم نهفته باشد.

 

شاید عدم توفیق این ارکستر در رسیدن به بیان موفق دینامیک با نگاه زیبایی شناسانه به موسیقی ایرانی هم جدای از نقش رهبر یک ارکستر در ایجاد، حفظ، و مدیریت این بیان دینامیک، باز هم به خواستگاه موسیقایی هنرمندان این ارکستر مربوط باشد …..

 

شاید خواستگاه موسیقایی هنرمندان ارکستر ملی ( بویژه لیدرهای آن) مهم ترین علت عدم توفیق این ارکستر در اجرای فواصل ایرانی ( آنگونه که باید و شاید) بوده.

 

مگر میتوان نقش مهم فواصل ایرانی را در صدادهی و رنگبندی ارکستری که قرار است ایرانی بنوازد منکر شد؟

 

با این اوصاف شاید بتوان به اهمیت ایجاد یک ارکستر بنام ارکستر سازهای ایرانی بیش از پیش پی برد و جای خالی این چنین ارکستری را بیشتر و بهتر حس کرد.

 

قدما چه زیبا گفتند: از کوزه همان برون تراود که در اوست

 

 

منبع: اختصاصی سایت موسیقی پارس

 

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 89
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.