جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶ - Friday 21 July 2017
کد خبر : 29144
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳ - ۲۲:۳۲
- بازدید

این سلول، شخصی نیست!

موسیقی پارس – سام شرف زاده: در میان تاریکی اندکی نور نوید امید است و این امیدواری آنجا به کمال می رسد که لبخند روی لب بنشیند. در آشفته بازار موسیقی این سال ها،متاسفانه به جایی رسیده ایم که  یک قطعه قابل دفاع هم به گوشمان برسد خدا را شکر می کنیم. راضی شده ایم خودمان را گول بزنیم که انتشار متوالی سه آلبوم شبیه به […]

موسیقی پارس – سام شرف زاده: در میان تاریکی اندکی نور نوید امید است و این امیدواری آنجا به کمال می رسد که لبخند روی لب بنشیند. در آشفته بازار موسیقی این سال ها،متاسفانه به جایی رسیده ایم که  یک قطعه قابل دفاع هم به گوشمان برسد خدا را شکر می کنیم. راضی شده ایم خودمان را گول بزنیم که انتشار متوالی سه آلبوم شبیه به هم یک خواننده دلیلش خواسته مخاطبین وی است و اصلا سبک او ایجاب می کند اینگونه عمل کند. همین که پس رفت نداشته خودش امیدوار کننده است و همین جا می ایستیم و به این فکر نمی کنیم خواننده ای که مخاطب خودش را پیدا کرده باید به داد موسیقی و مردم برسد.

 

فکر کردن به این سوال که آیا رسالت هنری از حوزه موسیقی ما پاک شده یا نه دلسوزان این حوزه را آزرده کرده و جای پاسخ دادن به این سوال،این یادداشت نیست چرا که نمی خواهم از موضوع اصلی خارج شوم و رسالت هنری نیازمند یک یادداشت چند صفحه ای است! انتشار آلبوم «سلول شخصی» با صدای رضا یزدانی اتفاق خوبی بود. آلبومی که در بعضی قطعات، شکست را به نمایش گذاشته که حاصل آن نه تنها سقوط نبوده بلکه به پرواز منجر شده. در قطعه «سلول شخصی» انزوایی به چشم می خورد که به مرز بیماری رسیده و در لایه دوم ترانه انزجار حس می شود. گویی ترانه از زبان شخصی است که اتفاقات روزمره زندگی برایش صحنه هایی گذرا نبوده و حساسیتش نسبت به دنیای اطراف انزوا و انزجار را برایش پدید آورده. تصمیم دارد صدای سرش به بیرون درز نکند و نه تنها هیچ گونه نارضایتی از این احساسات به شنونده القا نمی شود بلکه غرور در صدای خواننده موج می زند. تصور کنید مخاطبین عام موسیقی که عادت کرده اند با یک ترانه غمگین گریه کنند و آرام شوند بخواهد چنین اثری را بپذیرند!در قطعه «پله برقی» با شخصی رو به رو هستید که از روزمرگی ها در فرار است و تلاش می کند در محیطی متفاوت زندگی کند و اغراق آمیز بودن ترانه باز هم نشان از بلندپروازی دارد. در میان مبالغه ها و استعاره ها،عباراتی به گوش می رسد که خواننده های محافظه کار از اجرای آنها دوری می کنند. «اجرای حکم مرگ،اسمش که قتل نیست»، «مرگ موقتی، در مُد نشست کرد،اندیشه در کما ست، شلیک کن رفیق»، ترانه «شلیک کن رفیق» اثر خوبی است و یک تنپوش اساطیری بر تن دارد و ترانه در پوستین ملودی و تنظیم به بلوغ رسیده و باز هم خون  ناسازگاری در رگ های خود دارد و درقطعه «سیگار پشت سیگار» هم این حس وجود دارد. از شِکوه های قدیمی گلایه می کند و به تکرار آنها تاکید دارد. گفتن از «شاعران بیکار» تا «اسطوره های خائن،در لا به لای تاریخ، خوابند عین کفتار» همه و همه ادامه دهنده مسیر اصلی آلبوم هستند که به عقیده نگارنده این مسیر در انتها به اسطوره سازی می رسد.انتشار این آلبوم میان آثاری که از عشق های شکست خورده و یار سفر کرده گفته اند که در نهایت به سقوط و پوچی و امثال اینها می رسد،ما را به خیلی چیزها امیدوار می کند.نسل جوان کشور ما که بیشترین مخاطب آثار موسیقی هستند نیاز به شنیدن این ترانه ها دارند چرا که نسل جوان ما نسلی است که راه خود را گم کرده و بی هدف است و شرایط اجتماعی دلیل اصلی این سردرگمی است.

 

 

آلبوم «سلول شخصی» بازگو کننده زندگی آن افرادی است که هیچ گاه از کنار مسائل ساده، ساده عبور نکردند و اگر همیشه تنها هستند به دلیل بالاتر بودن سطح فکری آنها از دیگران است و از آنجا که چنین افرادی در جامعه ما زیاد نیست، رضا یزدانی سلول شخصی اش را با اندک بزرگ مردان حال حاضر سهیم است.

 

 

منبع: اختصاصی موسیقی پارس

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۱ در انتظار بررسی : 75
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

امیررضا اقبالدوست{طرفدار رضا یزدانی} دوشنبه , ۲۹ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۳

نقدتون بی نظیر بود!واقعا من بعد از مدت ها یه نقد عالی خوندم!
رضا یزدانی بی نظیره!از شما ممنونم به خاطر همچین نقدی!