محسن چاوشی می تواند به پیشرفت موسیقی راک کمک کند

10

موسیقی پارس – جواد فقیه نصیری: آلبوم “ساعتا خوابند” حسن ختام سه گانه ی ساعت ها بهانه ای شد که به سراغ “بهروز پایگان” برویم. شخصی که بدون شک در روند پیشرفت رضا یزدانی نقش بسزایی داشته است. وی فعالیت خود را در زمینه موسیقی از 7 سالگی و با آموختن پیانو نزد استاد بهنام خرم آغاز کرد. او در سال 1377 با سمت آهنگساز به عضویت انجمن صنفی هنرمندان موسیقی درآمد و توانست در سال 1381 در جشنواره موسیقی فجر به عضویت ارکستر ملی جوانان در بیاید. در سال 1383 در رشته موسیقی از دانشگاه هنر فارغ التحصیل شد و از سال 1387 تا کنون به عضویت فدراسیون موسیقیدانان (FIM) در آمده است. در ادامه این مصاحبه ی خواندنی با سرپرست و نوازنده‏ی پیانو و کیبورد گروه رضا یزدانی را بخوانید.

شما همیشه می گفتید که در ارشاد نمی گذارند که به صورت تخصصی سبک های راک را پیاده کنید و باید نموداری کار کنید اما در البوم  به اصل تنظیم های راک خیلی نزدیک شدید. آیا از قبل می دانستید که این راه باز هست و می توانید با دست باز تنظیم کنید یا سیاست های جدید این اجازه را به شما داده که از سمپل های خشن تر گیتار الکتریک هم بتوانید استفاده کنید و با ریتم ها بیشتر بازی کنید؟
در مورد سیاست های ارشاد در حقیقت زیاد اطلاعی ندارم چون خودم را وارد مسائل مربوط به مجوز نمی کنم. اما این چند تراکی که در این البوم ساختم را کاملا بدون خود سانسوری تولید کردم. حتی به این قضیه هم فکر کردم که شاید از البوم خارجشان کنند. ولی این ها برایم اهمیتی نداشت. احساس می کردم باید این کار را انجام دهم. اگر از آلبوم خارج می شدند که بدشانسی من بود که نمی توانستم در این آلبوم اثری را داشته باشم. اما خوشحالم که تمام کارها مجوز گرفتند و این قضیه برای خود من نیز جالب بود. به طور کلی من برای مجوز گرفتن کارهایم به هیچ وجه سعی نکردم کارهایم را تغییر ساختاری بدهم. در این کارها هم سعی کردم کاری را که حس می کردم باید روی آن ملودی های خاص انجام دهم را انجام دادم و خوشحال هستم که کارهایم در این البوم مجوز گرفتند و در قالب همین البوم منتشر شدند.

در ایران معمولا کارای راک خوب میکس نمی شوند یا اگر راک باشند با استاندارد های پاپ میکس می شوند، ولی خودتان خیلی خوب  راک را میکس کردید،  این توانایی رو چگونه بدست اوردید؟!  چقدر از دانش میکس را خارج از ایران فرا گرفتید؟ فکر نمی کنید برای اینکه گوش مردم به موسیقی راک آشنا تر بشود باید مهندسین صدای داخلی با میکس و مستر کارهای راک بیشتر آشنا بشوند؟  شما خودتان پیشنهادی برای این کار ندارید؟  میکس ها که قبلا بیشتر بوی پاپ میدادند الان بیشتر بوی راک به خودشان گرفته اند.
در واقع من هر انچه که در حال حاضر می دانم را به طور مستقیم یا غیر مستقیم از خارج از ایران یاد گرفته ام. چون به طور کلی در ایران منبع خاصی وجود ندارد که شما بتوانید خودتان را با علم روز دنیا هماهنگ کنید. بحثی که در این سوال شما مطرح کردید و بسیار برایم جالب بود که به آن پرداختید، این قضیه است که من تا به حال ندیده ام که کسی به این توجه کند که میکس و مستر نیز مانند خود موسیقی سبک های مختلفی دارد. این یعنی شما نباید توقع داشته باشید کسی که در سبک پاپ میکسهای خوبی انجام میدهد لزوما در سبکهای دیگر هم به همان اندازه میکس های خوبی داشته باشد! خب بِطبع این اتفاق نمی تواند بیفتند. این قضیه مثل این است که از من بخواهند که کاری را که تا به حال انجام نداده ام را تنظیم کنم. مثلا از من بخواهند یک کار اوریاتال یا یک کار عربی یا ترکی، تنظیم کنم. صد درصد من نمی توانم و دلیل آن هم بد یا خوب  بودن آن کار ها نیست. تنها دلیل آن این است که سبک من این نیست و روی آن تجربه و تحقیق نداشتم . بنابر این میکس هم همانند تنظیم خواهد بود. متاسفانه به این قضیه اصلا توجه نمی شود. من از همان ابتدای شروع به فعالیت ، میدانستم در چه سبکی میخواهم فعالیت کنم و به همین دلیل هم تمام فعالیتم  و تمام مباحثی که باید بخوانم و یاد بگیرم و تمامی اهداف و مسائلی که باید روی آن تمرکز کنم هول محور همان سبکی است که از ابتدا انتخاب کرده ام قرار داده ام. به این موضوع نیز من در تمام موارد کاری خودم در زمینه ی موزیک و صداشناسی و میکس و مستر توجه داشتم.

این که شما لطف دارید و اشاره کردید که خوب صدا می دهد، خب من فکر می کنم علت این مسئله همین باشد. از ابتدا موسیقی ای که گوش می دادم همین سبک بوده و موسیقی که سعی کردم بسازم یا میکس و مستر یا تنظیم کنم نیز همین سبک بوده و موسیقی که خواستم دنبال کنم و فرا بگیرم هم در راستای همین سبک بوده. برای مثال من هیچ وقت ازکسی نپرسیدم که تنبک را چطور میکس می کنند، چون در سبک من تنبک وجود ندارد. مثلا یک نفری از من این سوال را بپرسد که  بهترین حالتی که می توان از Snare  صدا گرفت و آن را میکس کرد به چه نحوی است؟ با توجه به سبک کار میتوانم با چندین روش مختلف این کار را انجام دهم که نتیجه ی نهایی قابل قبول باشد ، بنابر این تخصص گرایی در بخش میکس و مستر و صدا برداری ایران هنوز جا نیفتاده است، حتی در کنسرت ها که در این نقطه از بحثمان بهتر است مازیار احمدپور عزیز توضیحات بیشتری را به ما بدهد:

مازیار احمدپور: در کنسرت های ایران هم همین اتفاق افتاده است. در کنسرت ها اتفاق های خوبی برای ما که سازهایمان گیتار محور و درام محور است نمی افتد. بنابر این کارها بیشتر به سمت کارهای پاپ یا اگر خیلی غربی تر باشند به سمت کارهای فانک می رود. صدابرداری درام و الکتریک آن طوری نیست که ما خودمان می خواهیم. حتی در برخی موارد مجبورند که در کوک ساز درام هم تغییر ایجاد کنند که کمی صدای فانکی تر دهد. به طور کلی ما همیشه با این مشکل در بحث صدا دهی  راک یا متال روبه رو هستیم. البته صداسازی ها در همین سبک راک که بیشتر گیتار محور است و صدا های گیتار الکتریک هم باید کمی پخته تر باشد که بهتر شنیده شود، این خودش می تواند کمکی باشد در چیدمان این نوع ساز ها که کمی بهتر شود. صرفاً فقط نباید به سازهای دیگر مثل زهی توجه کرد.

بهروز پایگانیک نکته ای که جالب و قابل تأملی که در این نقطه بهتر هست بیان کنم این موضوع هست که تا هفت، هشت سال پیش صدای گیتار Distortion اصلا برای صدا بردار های ما قابل قبول نبود. وقتی مثلا ما یک Power chord یا یک کاری ضبط می کنیم که صدای Distortion در آن بود، اگر به استدیویی می رفتیم که کار را ضبط کنیم، صدا بردار از ما می خواست که این افکت Distortion را بردار چون نمی توانم صدا را بگیرم! من هم همیشه باید برایشان این توضیح را می دادم که Distortion اسمش روی خودش هست و همان دیستورت شدن هست. این قضیه تا حدی بود که این صدای Distortion برای آن ها یک صدای خراب و خارج از استاندارد بود. اما به مرور کم کم شنیده اند و این قضیه کمی بهتر شده است، اما به طور کلی اصلا در موسیقی ایران ما تخصص گرایی نداریم و در این زمینه دوستان متخصص در موسیقی پاپ بسیار بیشتر هستند. این هم دلیلش بیشتر بودن خوانندگانی است که در حوزه ی موسیقی پاپ فعالیت دارند.  آن کسانی که در زمینه ی موسیقی پاپ، میکس و مستر یا تنظیم می کنند هم بیشتر از راک هستند. به طور کلی می توانیم بگوییم در ایران کسی را نداریم که بگوید به طور تخصصی من تنها راک و یا متال میکس و مستر می کنم. البته شاید هم حق داشته باشند. چون به طور میانگین مگر چند کار می توانند در یک سال در این دو سبک به طور تخصصی میکس و مستر کنند؟ خب آن ها هم نیاز به درامد دارند و شاید با این روش نتوانند زندگی خود را بگذرانند، بنابر این به سمت سبک هایی می روند که بیشتر برایشان کار خواهد آورد تا درامد بیشتری داشته باشند. 

Maziyar-&-Behrooz.jpg400

این موضوع به نظرتان به سلیقه ی مخاطبین بر نمی گردد؟ همان بحث قبلی مان که گوش مخاطبین هنوز با این سبک ها آشنا نیست
دقیقا، اما به نظرم از یک جایی به بعد باید یک اتفاقی بیافتد. این کاری که من یا دوستان دیگر در حال انجامش هستیم هم به همین دلیل است. اگر سلیقه ی مردم به این سمت هم نیامد، حداقل برایشان غریبه نباشد و با این سبک هم اشنا شوند. با توجه به اشخاص و خوانندگانی که به سمت این سبک متمایل شده اند، پیش بینی من این است که طی ده سال آینده سبک دوم ایران سبک راک یا اقسام آن باشدو علاقه مندان جدید زیادی هم به سمت این سبک متمایل شده اند.

به نظر شما تغییر نسل چقدر در این زمینه دخیل هست؟
دقیقا هست، جوانانی که بین سن 15 تا 20 سال قرار دارند، ده سال قبل که بالطبع نمی توانستند مخاطب حرفه ای موسیقی باشند. الان این رده ی سنی کم کم سلیقه هایشان به سمت راک متمایل می شود. در ده سال اینده به نظر من وضعیت این سبک بسیار متفاوت خواهد بود. هم تولیدات، تولیدات حرفه ای تر و درست و چهارچوب دار تری است و هم مخاطبان، مخاطبان بیشتر و با دانش بیشتر و بالاتری هستند. سبکی که دنبالش می کنند را می شناسند. البته پاپ هیچ زمانی جایگاه خودش را به هیچ سبک دیگری نخواهد داد. اسمش هم روی خودش هست و همیشه توده ی مردم به سمت این سبک هستند. مخاطبان موسیقی راک در حال حاضر یک چندم مخاطبان پاپ هستند. بالطبع چیزی که برای خوانندگان و افرادی که در این حرفه هستند درامد می آورد مخاطبان هستند. یعنی همان کسانی که آلبوم ها را خواهند خرید و به کنسرت هایشان خواهند رفت. به همین دلیل اکثر کسانی که موسیقی کار می کنند ترجیح می دهند در سبک پاپ کار کنند. ولی من یا مازیار در ده سال گذشته به نوعی از لحاظ مالی مدارا کردیم و نتیجه اش را در طول زمان گرفتیم و استفاده اش را هم می کنیم. یعنی هم سبک مورد علاقه و اصلی خودمان را کار می کنیم و هم درامد داریم. اگر افرادی که استعدادشان در این زمینه هست، بحث هزینه و درامد را فعلا کنار بگذارند و کار کنند، قطعا اتفاقات خوبی رخ خواهد داد.

در حال حاضر ما در این زمینه کمبود داریم. کمبود تولید کننده ی موسیقی واقعی راک که البته منظور من کسانی هست که کار را تهیه میکنند با شرایط استاندارد و منتشر میکنند و به گوش مخاطب میرسانند. چون خیلی ها هستند که در خانه ی خود با گیتار الکتریکی که دارند یک ملودی می سازند و می خوانند،  به نظر من سه یا شاید هم چهار نفر بیشتر نیستند که در ایران این کار را دارند انجام می دهند. این تعداد برای کشوری با مقیاس ایران خیلی کم است .

منظور شما این هست که کلا سه نفر در کل ایران هستند که این چهارچوب ها را رعایت می کنند و به طور حرفه ای فعالیت می کنند؟
بله، سه یا شاید هم چهار نفر هستند. من بیشتر از این تعداد، کسانی را نمی شناسم که در چهارچوب های حرفه ای کار کنند. البته در اینجا لازم هست این چهارچوب های حرفه ای را کمی شرح دهم که سو تفاهمی پیش نیاید. وقتی شما می گویید یک کار حرفه ای است، یک بحث آن مربوط به کیفیت تهیه شدن آن هست و یک بحث آن هم به مارکتینگ مربوط است. تا شما نتوانید کار خودتان را به صورت رسمی ارایه بدهی خود به خود در شاخه ی حرفه ای قرار نخواهی گرفت. در شاخه ی حرفه ای با تمام این تعریف هایی که از حرفه ای بودن کردم حداکثر چهار نفر بیشتر نیستند که فعالیت می کنند. 

اگر نام این افراد را بخواهم، نام خواهید برد؟
نه، من سعی دارم در این مصاحبه از کسی نام نبرم.
در ادامه ی بحث باید بگویم این تعداد خیلی کم هست. همین کمبود مشکلات زیادی را برای پیشرفت این سبک ایجاد خواهد کرد. دلیل اول کمبود تولیدات هست و دلیل دوم هم نبود رقابت هست. رقابت که نباشد، خواننده می تواند هر نوع موسیقی ای که دلش می خواهد را به عنوان موسیقی راک به مخاطب بدهد. کلاّ در این نوع موارد به هیچ بحثی کار ندارند و فقط گیتار الکتریک و درام را قرار می دهند. سپس یک خواننده هم روی آن می خواند و اثر خود را راک خطاب می کند! مخاطب هم زمانی که اهنگ دیگر و رقیب دیگری وجود نداشته باشد، مجبور هستند همان اثر را با هر کیفیتی قبول کنند. اما وقتی که از یک جامعه ی موسیقی ایران، 30-40% موسیقی راک کار کنند، یعنی به طور مثال پنجاه بَند راک با حدودا پنج عضو داشتیم، می توانید تصور کنید که چه رقابتی به وجود می آمد؟ 
یک اتفاقی که در نبود رقبا خواهد افتاد، بزرگ شدن بی مورد یک سری آدم است. نبود سیاست های درست هم در کمبود رقبا موثر هست. در این صورت موسیقی تک بُعدی یا در نهایت دو یا سه بُعدی خواهد شد.

نظر شما در مورد ملودی هایی که رضا یزدانی در این البوم درست کرده بود به چه صورتی است؟ به نظرتان زیاد با نت های کشیده باعث نشد که ملودی ها تکراری بشوند؟ از طرفی با تنظیم های متفاوتی که شما در البوم داشتید به نظر شما لحن بیان و تحریر هایی که رضا یزدانی به کار برد در این البوم، با تحریر های راک فاصله نداشت؟
من نمی خواهم در این مصاحبه در مورد ملودی هایی که دیگر دوستان ساختند نظری بدهم و بهتر است در این مورد خودشان صحبت کنند. من دو ملودی در این البوم برای رضا ساختم. ملودی سازی بیشتر کاری سلیقه ای و حسی است. به طور کلی می توان گفت که ملودی یک بحث سلیقه ای است. یک مخاطب بسیار راحت می تواند عدم رضایت خودش را نسبت به یک ملودی بیان کند، حتی ممکن است هیچ دلیل و منطقی نیز نداشته باشد، اما شما ناچار هستید که بپذیرید. زیرا ملودی یک بحث سلیقه ای است. اما این بحث در مورد تنظیم متفاوت خواهد بود و یک مخاطب نمی تواند به راحتی عدم رضایت خودش را اثبات کند. چون در هر تنظیم شما یک سری المان ها و قوانین موسیقیایی را باید رعایت کنید. به طور مثال یک شخصی می آید و عدم رضایتش را از درام یک کار بیان می کند. شما از وی دلیل می خواهید و او دلیل خود را بیان می کند و سپس شما می توانید برایش توضیح دهید که در این سبک درام باید به این نحو صدا دهد با توجه به استانداردهایی که در سبک خاص تعریف شده  و… شما با بیان دلیل های قانع کننده در بحث تنظیم می توانید وی را قانع کنید. اما در بحث ملودی این اتفاق نخواهد افتاد. 
بحث دوم این موضوع هست که یک فرد ملودی ساز اولین چیزی که باید در نظر بگیرد کاراکتر صدای خواننده اش هست. تمام خواننده های ایران و دنیا، هر کدام کاراکتر  منحصر به فرد خودشان را دارند. از بیان کلمات آن ها گرفته تا نوع تحریر هایی که در اثارشان می دهند تا رِنج صدایی و رنگ صدایی که دارند ، منحصر به فرد خودشان هست. رضا یزدانی هم از لحاظ نوع تلفظ کلمات و نوع کشیدن صدایش و نوع تحریر هایی که می دهد و نوع بازیی که با صدایش می کند این ها همه سازنده ی کاراکتر صدای رضا یزدانی است. اتفاقی که در اینجا خواهد افتاد و موضوعی که من که در حال ساخت ملودی برای رضا هستم باید به آن توجه کنم، این است که نباید کاراکتر صدای خواننده ام را از او بگیرم. خواننده را نباید تبدیل به یک مجری کرد. خواننده باید شخصیت و کاراکتر صدای خودش را داشته باشد. یکی از علت هایی که رضا یزدانی کمتر از دیگران ملودی می گیرد شاید این باشد که کمتر ملودی اجازه میدهد که رضا کاراکتر خود را حفظ کند .

سوالی که در این قسمت به ذهنم رسید این موضوع هست که این ملودی های شما در برخی موارد باعث شده اجرا ها یکنواخت بشوند، صدای رضا قابلیت های بیشتری رو داراست و کارن همایونفر این قابلیت ها رو از خود رضا بهتر شناخت و صداهای متفاوتی را دراورده بود. در ملودی هایی که شما هم برای رضا ساختید همون تفکرات خودش رو براش پیاده کردید، چرا به دنبال بُعد دیگری از صداش نرفتید؟ در حالی که کارن این کار رو خوب انجام داده بود.

خب بنده در این بخش می خواهم از شما سوالی را بپرسم. آن بُعد دیگر و آن توانایی های دیگری را که شما گفتید آقای همایونفر از صدای رضا گرفتند دقیقا چی بوده؟

در البوم خاطرات مبهم به عنوان مثال آهنگ گرامافون ملودی هایی که استفاده شده و صدای سافت و نرم رضا

در این البوم هم یک کاری هست به نام مهتاب تو فانوس که احساس می کنم شباهت های ساختاری فراوانی را با کار گرامافون دارد. کار مهتاب تو فانوس به نظر من اورجینال تر از گرامافون هم هست. این موضوع اول. بحث دومی که شما بهش پرداختید، بحث کشش ها بود. منظورتان کشیده شدن صدای رضا در برخی کارها است و به نظرتان این کشش ها، کارهای این البوم را یکنواخت کرده. به نظر من بیشترین جایی که صدای رضا نسبت به کل اثارش، صدایش را کشیده است، در همان البوم و اثر ادامه بده بوده است که رضا صدایش را می کشد و می گوید: نیستیووو… خب این ها همه کشش هستند که در آن البوم و در اثار دیگری نیز که در همان البوم مذکور بوده اند، مانند کجا گمت کردم، وجود داشته اند. کشش های دو یا سه ثانیه ای زیادی در آن البوم وجود دارند.

این موضوعی که شما به آن اشاره می کنید به نظر من دقیقا همان اتفاقی است که من قبلا در موردش صحبت کردم. رضا در آن البوم کاراکتر خودش را نداشت. خیلی نرم و صاف می خواند و سعی کرده بود چیزی را که به او گفتند را اجرا کند. این که سیاست کاری وی این بوده است یا خیر به من مربوط نمی شود و من انتقادی هم به آن ملودی ها  به هیچ وجه ندارم. اما زمانی که در جایگاه مقایسه قرار می گیرد، من هم باید این موضوعات را باز و بیان کنم. آن کشش هایی که شما مطرح کردید در آلبوم قبلی هم بوده است. در ملودی دیوونه اگر شما دقت کنید، روند ملودی از لحاظ تنیکال یک روند منطقی دارد. ملودی از پایین شروع می شود و پله پله به صورت تساعدی با سه و چهار جمله ی موسیقیایی به اوج می رسد. به نقطه ی اوج صدای رضا و این یعنی من حتی اگر نیم پرده، کار را بالاتر می اوردم، دیگر رضا نمی توانست آن را بخواندو از رنج صدای او خارج میشد یک اتفاق دیگری که می افتد این است که شما زمانی که در حال ساخت یک ملودی هستید، در همان حال به فکر تنظیم و سازبندی نیز هستید. زمانی که من داشتم این کار را می ساختم، می دانستم که قرار هست یک کار هارد راک یا نزدیک به متال را تنظیم کنم. می دانستم که صدای رضا باید در این کار به شنونده به نوعی حمله کند. شما نمی توانید آن ریف ها و آن حجم از موسیقی را در موسیقی هارد راک داشته باشید و بعد نرم بخوانید و فقط ار رنج پاین یا میانی صدای خواننده استفاده کنید.

این نکته ای که شما یا علاقه مندان دیگر که به این کار علاقه داشته اند را ترغیب به دوست داشتن این اثر می کند هم همین نکته هست. در این ملودی، خواننده ارام ارام شنونده را برای اوج آهنگ، آماده  می کند. همه چیز در این اثر در کنار هم یک هماهنگیِ خوبی دارند. زمانی که رضا در حال انتخاب شعر های آلبوم بود. من از رضا خواستم که این ترانه را من کار کنم. دلیل آن هم این بود که از همان لحظه ای که ترانه را دیدم، فهمیدم که می توان یک همچین کاری را از آن درآورد، این ترانه هم کاراکتر کسی که در حال اجرای ترانه است، یک ادم عاصی و کلافه است. بنابر این با خودم فکر کردم که تمامی این ها در کنار هم یک اثر کامل را خواهد ساخت. تمامی تلاش خودم را هم کردم که بهترین نحو این اثر را بسازم. احساس من نیز این است که این مجموعه کنار هم جواب گرفته و توانسته است با شنونده ی خود ارتباط برقرار کند. 

Behrooz.jpg400

در بخش ملودی ها یک سری کم کاری در البوم برای شنونده احساس می شود، تراک هنوز دلم برات تنگ میشه به نظر میرسد یک ایده ی متفاوتی در ملودی برایش دیده شده بود که در کل به نظر میرسد نتوانست خوب تولید بشود و در بعضی قسمت ها کمی توی ذوق میزد. ایا نهایت فکری که برای اجرای این کار داشتید به همین شکل بوده است یا نتوانستید ایده ها را کامل پیاده سازی کنید؟ چون کار کاملا سکته می کند و گوش شنونده رو اذیت می کند ولی خیلی از همین ایده ها هم در موسیقی راک بودند که خیلی هوشمندانه رویشان کار شد و کارا های بزرگی هم از همین مدل ایده ها تولید شدند، شما خودتان از این تراک و بازخوردش تا به حال راضی هستید؟ چون کمی غیر متعارف بود، خودتون انتظار چه بازخوردی رو ازش داشتید؟
می دانید چه اتفاقی در آن اهنگ افتاده است که کمی برای شنونده های ما غیر عادی بود؟ دلیلش این هست که، آن اهنگ دو ریتم دارد. اول کار ریتم 6.8 است. در قسمت ترجیع بند 4.4 می شود. این تغییر ریتم آنقدر نامحسوس انجام می شود که متوجه تغییر ریتم نمی شوند. اما احساس می کنند یک چیزی کم است. این اتفاقی که شاهدش هستید، اصولا در اقسام موسیقی پراگرسیو که تغییر ریتم یکی از ارکان اصلی آن است می افتد. این تغییر ریتم باعث می شود که شنونده ها به نوعی سکته در کار را احساس کنند. اتفاق دیگری که افتاده است این موضوع است، زمانی که قسمت اول 6.8 است، همان چیزی که ما از پنجاه سال پیش به وفور داشته ایم تا الان، شما هر تنظیمی بخواهید انجام دهید، اصولا شبیه آثار دیگر می شود. به همین دلیل بخش ریتم در این اثر را به ساز های زهی سپردم. در واقع ویولون 1 ها نتهای کششی را اجرا کردند در همراهی با ملودی و همینطور در اینترو ویولون 2 ها و ویولون سِل ها و کنترباس ها بصورت استکاتو یا پیتزیکاتو یا مارکاتو دارند جملات ریتمیک را اجرا میکنند و بخش ریتم را هندل میکنند . این نیز می تواند دلیلی برای این شوک شنوندگان باشد.

بحث دومی که هست این موضوع است که در همان 4.4 هم در بخش هایی از ملودی ما تریوله داریم. یعنی سه ضربی می شود . این ها یک سری بحث های تکنیکال است که به همین دلیل ممکن است گوش شنونده کمی با این کار آشنا نباشد.پولی ریتمیک بودن یک قطعه نقطه ی قوتی برای آن اثر است. 

تنظیم قَوی قوی سیاه و دیوونه از یک تفکر جدی تری از راک می آید و چون تراک اخر هم قرار گرفته اند میتوانند این نوید رو بدهند که البوم بعدی رضا یزدانی به فضاهای خشن تری از راک و گیتار الکتریک برود؟
من سیاست های آلبوم رضا را تعیین نمی کنم. سیاست های یک کار در زمان اندکی قبل از شروع پروژه تعیین می شود. این دو کار، یعنی همان قوی سیاه و دیوونه را هم فکر می کردم که بعد از شنیدنشان توسط رضا، نظر او این باشد که این کار ها را نمی تواند در البوم قرار دهد. اما همان طور که در قبل هم گفتم خوشحالم که قرار گرفت. اما می توانم این نوید را بدهم که اگر در آلبوم اینده حضور داشته باشم،کارهای من بله این طور خواهد شد. اکثرا فکر می کردند که چون ساز تخصصی من پیانو است، حتما کارهای لایت و down tempo و تا حدی کلاسیکال مانند کافه بهشت را من باید تنظیم کنم. اما اصلا این طور نیست. در واقع با این دو تراک خواستم بگویم که فضای تنظیم را ملودی و ترانه تعیین میکند نه ساز تخصصی تنظیم کننده ! چون در آن زمان بعد از ساخت این کار ها من باید از ایران می رفتم به دلیل کارهایی که داشتم. بنابر این گفتم اخرین تیر خودم را هم بزنم و شانسم را  امتحان کنم که می توانم اثارم را دراین سبک ها در کشور خودم منتشر کنم که خوشحالم اینطور شد.

ایده ی تنظیم اهنگ دیوونه از اهنگ کاشمید لد زیپلینگ گرفته نشده؟ البته فقط نوع تفکر و ایده منظورم هست. (Led Zeppelin\1975 Physical Graffiti – Kashmir)
یک سری استاندارد های ریتمیک و ملودیک و هارمونیایی در این سبک ها وجود دارد که من احساس می کنم نوع ریتم درام، شما را به این سمت می برد که خب این ناگزیر هست که کسی بخواهد در این tempo و با این سرعت کار کند ریتم درام کارش باید همین باشد. یعنی اگر چیز دیگری قرار دهد از استاندارد های سبک خارج می شود. البته این باعث افتخار هست که شما کار من را با این کار از لدزپینگ مقایسه می کنید این نشان می دهد توانستم به استاندارد ها نزدیک بشوم. اما ایده برداری از این کار نبوده .

گیتار الکتریک هایی که در تنظیم های شما زده میشه چند درصدشون بداهه نوازی هست و چند درصدشون توسط شما نت نویسی می شوند؟
در واقع نتی نوشته نمی شود. این تعامل بین من و مازیار است. من اول آن پایه ای که قرار هست روی آن گیتار الکتریک زده شود را انجام می دهم و می نویسم و کار اماده می شود و بخشها مشخص  می شود. بعد من و مازیار می نشینیم و در مورد کار با هم صحبت می کنیم. این که صد درصد گیتار الکتریک کارهای من را مازیار می نوازد به این دلیل هست که ما دو نفر از سال هشتاد و سه یا هشتاد و چهار با هم کار می کنیم و در همین سبک از موسیقی بزرگ شده ایم. مازیار اگر بخواهد کاری بکند همیشه سعی می کند استاندارد هایش نزدیک به گیتار الکتریک نوازهای معروف دنیا باشد. چون من خودم گیتار الکتریک نمی نوازم، باید حتما از یک نوازنده ی حرفه ای مشورت بگیرم. من جایی که باید گیتار الکتریک نواخته شود را تعیین می کنم. اما از یکی مانند مازیار می خواهم تا بیاید و به من مشاوره دهد. می گویم مازیار به نظرت اینجا به نحوی باید باشد، مازیار چند اتود روی آن به صورت ایمپروایز می زند. بعد آن ایمپرووایز ها را در تعامل با هم به یک نقطه ی تعیین شده می رسانیم. مثلا میگویم شروعش را با این نت شروع کن و… در یک روند هفت الی هشت ساعت، ما گیتار های یک تراک را می گیریم و در این روند هم با هم تکمیل خواهیم کرد. بنظرم در این مکان هم مازیار اگر بیشتر توضیح بدهد بهتر است:
مازیار: در طی کار نسبت به آن ریتم و تنظیمی که هست. روی نت های گیتار هایش ریتم درام و ملودی های خواننده هم کمک می کند به کار من و چیزی از قبل تعیین شده نیست . البته نمی شود به طور کلی هم گفت تعیین شده نیست. چون شاید یک ملودی مشخص باشد و بخواهیم آن را بزنیم. اما اکثرا و درصد بیشترش به صورت فالبداهه است، که نهایتاً تبدیل خواهد شد…
بهروزبسط و گسترشش می دهیم و همان را تعیین می کنیم. اما از زمانی که رکورد انجام می شود و نهایی می شود. دیگر آن، یک چیز تعیین شده است. چون روی استیج و در کنسرت ها نیز همان زده می شود. بنابر این بعد از این که رکورد شود دیگر یک چیز تعیین شده خواهد بود. دوستان نت های آلبوم ساعت فراموشی و ساعت 25 را هم نوشتند و در حال چاپ هست. این یعنی آن را تبدیل به نت هم می توان کرد و یک چیز همیشگی خواهد شد.

بازار پاپ – راک ایران رو دنبال می کنید؟ کسایی مثل کاوه افاق دارند وارد فضای مجاز میشوند نظرتون در این مورد چیه و علاقه ای دارید که با این تازه وارد های مجاز هم همکاری کنید؟
تازه واردی این افراد اصلا برای من اهمیتی ندارد. منظور این هست که مثلا این طور نیست که من بگویم پنج یا شش آلبوم داشته ام پس آدم تازه واردی نیستم، در نتیجه با افراد تازه وارد کار نخواهم کرد. چیزی که برای من مهم هست، این است که نگاه حرفه ای داشته باشند. خیلی از کسانی که تازه وارد می شوند و به بیان دیگر تازه بر روی زمین می آیند و مجاز می شوند، این نگاه، منش و تفکر حرفه ای را ندارند. این موضوع کاملا به من ثابت شده که خب نمی خواهم ماجرای آن را تعریف کنم. ولی در چند مورد به من ثابت شده. این که به دنیای مجاز در این سبک ها می آیند خیلی خوب هست. همان طور که خودتان هم می دانید، من در حال حاضر با گروه نهان که به تازگی نیز مجوز خود را گرفته اند و می خواهند کنسرت خود را بطور مجاز برگزار کنند، نیز فعالیت می کنم. اگر می خواستم با تازه واردها کار نکنم خب با گروه نهان هم کار نمی کردم. اما چیزی که باعث می شود من ترغیب به همکاری نشوم  این هست که بفهمم آنها همچنان تفکر نیمه حرفه ای یا غیر حرفه ای یا اماتور را با خودشان نگه داشته اند و تنها اتفاقی که برایشان افتاده است این هست که مجاز شده اند و می توانند کار رسمی منتشر کنند. اگر اینطور باشد که اصلا نمی توانم اما اگر واقعاً همراه با اثارشان که شاید  حرفه ای شده باشد، تفکراتشان هم حرفه ای شده باشد، حتی اگر هیچ شخصی هم آن آدم را نشناسد من هبچ مشکلی با کار کردن با وی ندارم.

مخاطب این سخنان که بیان کردید کاوه افاق هم بود؟
من اسمی از شخص خاصی نبردم

بعضی خواننده هایی که قبلا صرفا پاپ کار می کردند آرام آرام دارند خودشان و مخاطباشانشان را به سمت سبک راک متمایل می کنند، که محسن چاوشی نیز خیلی در این زمینه پر رنگ کار کرده است و خبر هایی که از آلبوم جدید ایشان شنیده میشود اینطور است، که آلبوم تقریبا در فضای راک تولید شده است شما تنظیم هایی که خود محسن چاوشی در فضای راک انجام داده است رو چطور ارزیابی میکنید؟ به نظرتون صدای چاوشی چقدر میتواند به موسیقی راک ایران کمک کند تا مخاطبان بیشتری به سمت راک بیایند؟
جمله ی اول سوالتون که گفتید دارند به سمت سبک راک می آیند، این یکی از همان نشانه های حرفی است که من در ابتدای مصاحبه زدم. تا 10 سال دیگر این سبک خیلی جایگاهش متفاوت با جایگاه فعلیش خواهد بود. این که حتی خواننده ای مثل محسن چاووشی که یکی از پرطرفدارترین خواننده های ایران نیز هست کم کم تغییر سبک می دهند و این یکی از همان نشانه هاست. در مورد کارهای اقای چاووشی که تا الان شنیده ام، رنگ و روی راک را داشته اما روح راک را نداشتند به نظرم…

تراک «دوست داشتم» محسن چاووشی را که یکی از قطعات پاپ راک البوم جدید این خواننده در البوم جدیدش که به زودی منتشر خواهد شد را هم شنیده اید؟
نه این تک تراک را نشنیده ام، اما آن اهنگ هایی که در البوم ها بود، حرکات همان حرکات پاپ بود فقط با این تفاوت که با سازبندی نزدیک به راک اجرا شده بودند. من فکر می کنم محسن چاووشی پتانسیلش را داراست. من کاری که اقای چاووشی در آن بخواهد خیلی بالا بخواند، از ایشان نشنیده ام. اما فکر می کنم با توجه به رنگ صدا و حال و هوایی که ایشان در ترانه های کارهایشان و صدایشان دارند پتانسیل خیلی خوبی برای ورود به این سبک را دارند. البته از نوع خالص آن، این که ما ملودی پاپ و ترانه ای که بیشتر در موسیقی پاپ استفاده می شود را با سازبندی راک اجرا کنیم به نظرم خیلی آن اتفاق نخواهد افتاد. به نظر من اگر یک نفر بخواهد تغییر رویه و سبک دهد آن هم کسی مانند اقای چاووشی باید حتما کاملا از سبک های دیگر دل بکند و به سمت موسیقی راک خالص بیاید. اتفاقا به نظر من ورود افرادی مثل اقای چاووشی می تواند خیلی به پیشرفت سبک کمک کند. به دلیل طرفداران و مخاطبان زیادی که دارند اگر وارد این سبک شوند و راک خالص کار کنند و فعالیت خود را به طور کلی در این سبک اغاز کنند می تواننده خیلی به این سبک و پیشرفتش کمک کنند.

خودتون تا به حال به این فکر افتادید که می توانید بعضی از ایده های تان را روی صدایی مثل صدای محسن چاووشی پیاده کنید؟

 راستش را بخواهید نه، چون من از اقای چاووشی شناخت نزدیک ندارم. در همکاری دو بحث هست. یک بحث، بحث موسیقیایی است و یک بحث هم این مسئله هست که من معمولا سفارشی کار نمی کنم. مثلا یک خواننده به من بگوید من یک کاری را از تو می خواهم شبیه فلان کار، ریتمش به این نوع باشد و سازبندی هم به این نحو باشد و با این شرایط انتظار کار از من داشته باشند من این کار را نخواهم کرد.

به همین دلیل هم من با اکثر دوستانی که کار می کنم، یک یا دو جلسه با هم میگذاریم و کنار هم مینشنیم با هم قهوه ای می نوشیم و کمی صحبت می کنیم که بتوانم بفهمم تفکر ایشان از موسیقی که میخواهند کار کنند چگونه هست و ایا من می توانم خودم را با اون هماهنگ کنم یا خیر. اگر نتوانم که این همکاری خود به خود صورت نخواهد گرفت. اما اگر بتوانم در راستای اون چیزی که خودم فکر می کنم خوب می تواند در بیاید و انجام شود حتما. اگر بخواهم فکر کنم که روزی من و آقای چاووشی همکاری ای داشته باشیم باید من یکی دو جلسه ایشان را ببینم و با هم صحبت کنیم و گپ بزنیم و اصلا ببینم تفکرات شخصی ایشان در مورد کارهایی که دارند می کنند و میخواهند انجام دهند به چه نوعی است. ی زمانی هست که تفکرات مارکتینگ و کامرشیال در کارها تاثیر میگذارد و من از روی کارهای آقای چاووشی نمی توانم به تفکرات موسیقیاییش پی ببرم چرا؟ چون بخش مارکتینگ نیز هم هست و ایشان باید این نکته را هم در نظر بگیرند که کارهایی که تولید می شوند و پخش خواهند شد ممکن هست انچنان مارکتینگ خوبی در ابتدای کار نداشته باشند. ایشان باید این موضوع را هم در نظر بگیرند بنابر این من با خودش اگر صحبت می کنم می توانم به تفکراتش هم پی ببرم.
من به شخصه محسن چاووشی را به عنوان یک ادم یونیک قبول دارم. یک آدمی که خودش هم خاص کار می کند مثل رضا اما حالا از یک جهت دیگر و اگر چهارچوب های همکاری ، آن چهار چوب هایی باشد که جفتمان بتوانیم قبول کنیم حتما، چرا که نه؟!  

 نظر شما در مورد تعداد تراک های آلبوم به چه نحوی است؟ به نظرتان اگر این تعداد کمتر بود، کارهای خوب بهتر شنیده نمی شدند؟
نظر شخصی و کلی من نسبت به این سوال به این گونه است، وقتی یک آلبوم از چهارده تراک تشکیل شده باشد. قطعا سه یا چهار تراک آن نسبت به کیفیت دیگر اثار آن البوم، از کیفیت کمتری برخوردار است. به طور کلی هرچه کمیت بالا برود، کیفت به سمت پایین تنزل پیدا خواهد کرد.

نظر شما در مورد کیفیت کنسرت هایی که در ایران برگزار می شوند به چه صورتی است؟ نبود سالن تخصصی کنسرت چقدر در این نظر موثر هست؟
ما موزیسین های درجه ی یک زیاد داریم. حتی خیلی از این موزیسین ها می توانند با موزیسین های مطرح خارجی رقابت کنند. ما بزرگترین مشکلمان در اجراهای زنده اولا، نبود سالن تخصصی کنسرت هست. دوماً نبود تجهیزات لازم برای اجرای یک کنسرت و سواماً نبود تخصص و تجهیزات و فناوری لازم برای صدا برداری کنسرت و چهارماً دید تفننی و تفریحی ای است که نسبت به کنسرت ها هست. متاسفانه در حال حاضر در دید اکثر مردم کنسرت در رده ی پارک رفتن و شام خوردن قرار دارد! باید تفکر حرفه ای وجود داشته باشد و کنسرت را به عنوان یک فرصتی که بتواننده موسیقی زنده گوش بدهند و روحشان را ارتقا دهند بدانند. تا زمانی که این دید تفننی و تفریحی باقی بماند، هیچ کدام از عوامل برگزار کننده هم این مبحث را تخصصی و جدی نمیگیرند. آن شخصی هم که قرار هست سالن کنسرت بسازد نیز می گوید چه دلیلی دارد که من این کار را انجام دهم؟ در همان سالن های همایش و سینما ها برنامه هایم را اجرا خواهم کرد! خواننده هم فقط به عنوان یک منبع درآمد به این قضیه نگاه می کند. همین ها یک زنجیری از دلایل را تشکیل خواهند داد که موجب می شوند کنسرت قضیه ی جدی ای در کشور نباشد. 

Behrooz-(6)

کار های جدیدی که در حال تولیدشون هستید و برنامه ی اینده ی کاریتون به چه صورتی هست؟
من در کانادا زندگی می کنم. در حال حاضر هم برای انجام کارهایم در ایران هستم. در مارکت کانادا صحبت هایی را انجام داده ایم و قرار بر این هست که بزودی کارهای زیادی را انجام بدهم که حتما خبرشان را در اختیارتان قرار خواهم داد. اما در حال حاضر در مراحل پایانی تهیه دو آلبوم هستم. آلبوم زیر صفر با صدای مهراد که در حال حاضر این آلبوم مراحل میکس و مستر خود را در کاندا می گذراند. آلبوم دیگری هم هست که هنوز نامی برایش انتخاب نکرده ایم و با صدای رامتین غروی در مراحل پایانی ساخت خود قرار دارد.  هر دوی این آلبوم ها سبک و فضایی کار های اخیر من را خواهند داشت. این دو البوم هم انشالله در سال اینده منتشر خواهد شد. 

 

منبع: اختصاصی موسیقی پارس

 

10 دیدگاه‌ها

  1. یه جوری آقای پایگان حرف میزنه انگار چاوشی تازه وارده هر وقت تونستین از اشعار خیام مولانا وحشی بافقی شهریار بابا طاهر چاوشی یه جورایی کاراش پست راکه برین غلط کردم نسخه قدیمو گوش بدین اون وقت میفهمین چی میگم

  2. همکاری این دو میتونه خیلی جالب باشه.اما حس میکنم محسن نمیخواد کاملا به یه خواننده ی راک تبدیل بشه.موسیقی راک به شکلی که آقای پایگان کار میکنن هنوز توی ایران جا نیفتاده و خیلی ریسک میخواد ,از اون طرف هم میشه گفت چاوشی ریسک پذیر ترین خواننده ی ایران به حساب میاد.

    اما امیدوارم این اتفاق بیفته,آقای پایگان فوق العادن و باید با فوق العاده ها کار کنن.

    به عنوان یه مخاطب محسن چاوشی میگم که طرز فکرشون خیلی به هم نزدیکه

  3. راکِ آقایِ چاوشی خاص و دلنشینِ… واقعا لذت بخشِ
    محسن منتظر پارو بی قایقتیم

  4. به نظر من محسن چاوشی داره آروم آروم از پاپ فاصله میگیره وقتی البوم جدیدش رو شنیدیم بهتر میشه راجب این موضوع بحث کرد ولی فکر میکنم توی آلبوم جدید محسن نهایتا 3 کار تماما راک خواهیم شنید نه بیشتر چون محسن میخواد با حفظ طرفداراش به سمت راک بره

  5. منم به شخصه و به عنوان یه طرفدار دوست دارم محسن به سبک راک رو بیاره

  6. حتما اینو رو هم میدونین که اهنگ سازی رو شعر های کلاسیک و قالب بندی شده راحت تر از شعر های سپید و نو هست
    یک کار الکترونیک هیچ وقت با راک مقایسه نمیشه غلط کردم از راک فقط مبحث اعتراض رو به ارث برده
    یک کار نسخه جدید و قدیم نداره مگه نرم افزار یا تلفن همراه هستنش
    از نظر من کامنت شما فقط جنبه هواداری و چشم بستن به حقایق داره

  7. جناب اینطور نیست… ملودی گذاشتن روی اشعار کلاسیک سختتره… ریتم خوندن دارن اما ملودی فرق میکنه با وزن شعر…

    منظور دوستمون تنظیم گذشته غلط کردم بود که نسخه اش راک بود نه این جدید…
    قطعه ای که شنیدید الکترو کامرشل دنس هستش و ربطی به راک نداره

    ایشونم از روی تعصب حرف میزنن صحیحه

  8. اما به نظر من مهم نیست محسن چاوشی به چه سبکی بخونه مهم اینه که محسن باشه و بخونه
    واقعا صداش آرامش بخشه من همه ی آلبوم هاش رو دارم ممکن نیست یه روز خواب بلند میشم حداقل 3الی4ترانه اونو گوش ندم
    به امید روزی که بتونم اونو از نزدیک ببینم”دوست دارم محسن جان”

  9. به نظر من شعر هایی چاوشی میخونه خیلی با معنا تر و مفهومی تره او داره ارام ارام به سمت اوج میره ولی خوانندگان دیگر یه جا واستادن و فقط به موسیقی های عاشقی و پاپ رجوع آوردند اما چاوشی توی آلبومش فقط 1یا2تا ترانه عاشقی داره و این طرز فکر اقای چاوشی را نشان میدهد که میداند موسیقی چیزی فراتر از این چیز هاست ودارد بهترین اهنگ هارا منتشر میکند
    آقای چاوشی یکی بهترین خوانندگان ایران است نتنها به موسیقی راک بلکه به موسیقی ایران میتوند کمک زیادی کند.

  10. چاوشی ؟ راک ؟ برای چاوشی راک یعنی گیتار الکتریک و نه بیشتر . من که تا بحال (بقول آقای پایگان ) روح راک رو درش ندیدم. چاوشی چقدر موزیک راک اورجینال گوش داده ؟ چن تا کنسرت راک رفته؟ توهین نشه بذارید موسی به دین خودش باشه عیسی هم بدین خودش.
    حتی رضا یزدانی که نوع خوندنش اصن فرم ها و فضاها و نت های راک رو نداره. درسته تنظیمات آقای پایگان به موزیک راک بسیار نزدیکه و خیلی وقت ها کاملا منطبقه ولی خوندن رضا یزدانی نه. فقط هارش خوندن و اگزجره کرده صدا که راک نمیشه.
    من شخصا کارهای آقای پایگان رو بسیار دوست دارم و کنسرت ها رو هم بخاطر ایشون میرم نه رضا یزدانی!

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید