یادداشت بهروز پایگان بر آلبوم «پاروی بی قایق»

15
13

موسیقی پارس – بهروز پایگان: بعد ازینکه از من خواسته شد تا یادداشتی برای آلبوم جدید محسن چاوشی “یعنی پاروی بی قایق” بنویسم چندین و چند بار در زمانهای مختلف این آلبوم رو کامل گوش دادم تا یادداشتم کاملا بر مبنای همین آلبوم باشد نه بر مبنای ذهنیت من از کارهای قبلی و سابقه ی محسن چاوشی اما اولین چیزی که بعد از یک بار گوش دادن آلبوم برایم مشخص شد این بود که این آلبوم بطور مشخص چرخشی محسوس نسبت به آلبومهای قبلی ایشان  به سمت نوعی از موزیک دارد که اکثر شنونده های محسن چاوشی او را با این نوع موزیک نشناخته اند و برای او فرمی جدید محسوب میشود ، نوعی از موزیک با گرایش زیاد به سمت موسیقی راک که این گرایش مخصوصا در چند ترک به وضوح مشخص است ، اما خوب است به این موضوع بپردازیم که این چرخش تا چه حد مثبت ، تاثیر گذار و استاندارد بوده ،برای اینکار نیاز هست تا عناصر تشکیل دهنده ی یک قطعه ی موسیقاییِ با کلام را بررسی کنیم که در ادامه بصورت مختصر عناصر آلبوم پاروی بی قایق را بررسی خواهم کرد ، از نگاه من که کارهای منتشر شده ام تا به امروز نشان داده که عمر حرفه ای من در این سبک و سیاق از موسیقی سپری شده به طور کل این چرخش مثبت است با اینکه اگر بخواهم بصورت جزئی مورد بررسی قرار دهم حتما نکات منفی هم دیده میشود که میتوان ذکر کرد ( هیچ کاری ۱۰۰ ٪ بی اشکال نیست ) ، اما همین که آلبومی منتشر میشود،  که فروش خوبی دارد،  از خواننده ای که طرافداران و شنونده های زیادی دارد،  که نگاه و هدفی جدی به مجموعه ی تولید شده داشته از دید من بسیار مثبت است . با توجه به اینکه اگر فقط از لحاظ مارکتینگ بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم مشخص است که محسن چاوشی برای اهداف مالی دست به این کار نزده چون قبل ازین آلبوم هم مخاطبان خود را داشته و میتوانسته به همان مسیر قبلی بدون نگرانی ادامه دهد و ریسک این تغییر مسیر را نپذیرد . و برای من همیشه این ریسک پذیری برای بهتر شدن قابل احترام بوده ، در همین راستا اولین نقطه ضعف این آلبوم هم که بعد از یک بار شنیدن به نظر میرسد همچنان یک دست نبودن پروداکشن و ژانر آلبوم هست ، از نظر من زمان آن رسیده تا در مارکت موسیقی ایران هم بشود آلبوم ها را ژانر بندی کرد و این اولین نکته ی منفی بود که با توجه به نگاه جدی که تولید کنندگان این اثر داشته اند به چشم میامد بطوری که بخشی از آلبوم همچنان پیرو همان مسیر آلبوم های پیشین محسن چاوشی هست و آن حرکتی که در ابتدای یادداشت به آن اشاره کردم در این ترک ها اتفاق نیافتاده  ، البته احساس میکنم تا حد زیادی این موضوع وابسته به ملودی ها بوده و نوع  ملودی ها اجازه ی حرکتی متفاوت رو به تولید کنندگان این اثر نداده و شاید نیاز باشد که در بخش ملودی از افراد دیگری کمک گرفته شود البته در ترکهایی مثل ” تفنگ سر پر ” ” پاروی بی قایق ” و … که رویه ی جدید این آلبوم رو مشخص میکنند هم ملودی ها با همان فرمول همیشگی ساخته شده اند با اینکه تا حد قابل قبولی ملودی ها کارشان را انجام داده اند ( برای مخاطبان محسن چاوشی ) اما همچنان تا رسیدن به نقطه ای فراتر از قابل قبول فاصله دارند ، که از نظر من اگر بنا باشد که این سیر ادامه پیدا کند حتما در آلبومهای بعدی شاهد اصلاح این موارد خواهیم بود مگر اینکه این یک آزمون و خطا بوده باشد و قرار به ادامه ی آن نباشد.

 

 

در بخش اجرا ( خوانندگی )   فکر میکنم محسن چاوشی عزیز میتوانست تغییرات بیشتری در  نوع خوانش اش  در راستای همگون کردن موزیک با اجرا داشته باشد ، از نظر من یکی دیگر از بخشهایی که کمتر با چرخش این آلبوم هماهنگ شده اجرای محسن چاوشی است و با اینکه شاید توقع شنوندگان را براورده کرده اما توقع موزیک را نه ، در واقع تمام این موارد مانند زنجیر به هم متصل هستند شاید اگر برای ملودی ها از همان فرمول های همیشگی استفاده نمیشد همانطور که در سطر های بالا گفتم به ناچار نوع خوانش خواننده هم تغییر میکرد و هماهنگتر با موزیک اجراها صورت میگرفت .

 

 

تنظیم های این آلبوم را میشود از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد که سعی میکنم در ادامه ی یادداشت تا جایی که شرایط یک نوشته اجازه میدهد به آنها بپردازم ونظراتم را بعنوان یک موزیسین و تنظیم کننده در این سبک مطرح کنم ، یکی از نکات مثبت تنظیمها انتخاب سازها وسازبندی کارها بود و همینطور تمیز و سلامت بودن سکوئنس ها و پروگرمینگ( Sequencing & Programing )اما کلی ترین نکته ای که به نظر من رسید این بود که تنظیمها در اکثر موارد میتوانست خیلی بیشتر از چیزی که الان به گوش میرسد به ترکها کمک کند و در خیلی موارد حتی نقطه ضعف های بخشهای دیگر را پوشش دهد ، در واقع از نظر خیلی از موزیسن های دنیا در موسیقی با کلام بعد از موارد تکنیکال و موسیقیایی مربوط به تنظیم،  تلاش برای القای حس ترانه ( کلام ، لیریکز ، … ) با ابزارهایی که تنظیم کننده در اختیار دارد از سخت ترین و تعیین کننده ترین کارهای تنظیم کننده است ، در واقع خلق یک فضای مدرن با سازبندی شیک و استفاده از فرِیز هایی ( Phrase) آشنا و در دسترس با اینکه به صدا دهی کارها و مقبول واقع شدن آنها برای شنونده ی غیر حرفه ای کمک زیادی میکند اما برای اثری جدی کافی نیست ، در تنظیمهای آلبوم پاروی بی قایق جسارت بسیار کمی دیدم با اینکه در بعضی از ترکها نوع حرکت ملودی و ترانه نیاز به تنظیمی با جسارت بالایی دارد تا حس اثر را کامل کند و انتقال بدهد به عنوان مثال در بعضی از آثار آلبوم به وضوح کلافگی توام با غم موج میزند اما هیچ جای ترک موزیک  را کلافه نمیشنویم و روند ، کاملا عادی است و راه خودش رو طی میکند مثل دستگاهی که برای کاری برنامه ریزی شده و طبق برنامه کارش را انجام میدهد ، همینطور تنظیم ها داینامیک ( Dynamic )بسیار کمی دارد و در خیلی از ترکها سوال پیش می آید که چرا افت و خیز موسیقی اینقدر کم است؟  با اینکه کلیت ترک نیاز وجود داینامیک را فریاد میزند . در بعضی از قطعات آلبوم هم از شروع کار تا انتهای کار تنظیم ها تغییر شخصیت میدهد و چندگانگی ساختار دارند که این امر یا زمانی اتفاق می افتد که تنظیم یک ترک در زمان بسیار زیاد و نا پیوسته انجام میشود یا تنظیم کننده هیچ پیش فرضی از تنظیم کار ندارد و هیچ برنامه ریزی قبل از شروع به کار انجام نداده و تمام مراحل در حین کار پیش میرود ، نکته ی بعدی که در مورد تنظیمها به نظر من رسید صدا سازی های نا مناسب با سبک بود مثلا درامز کیت های آکوستیک  (Acoustic drum sets) اکثرا با فضای ترک هماهنگ نبودند ، استفاده از لوپ های(Loop) نامناسب با سرعت ترک هم از نکاتی بود که چندین بار به گوشم رسید که سینک(Sync) شدن آنها به صورت نرمافزاری با سرعت آهنگ شکل نا زیبایی به لوپها داده بود ، اکثر اینترو ها (Intro)( بخش ابتدایی ) آوت رو ها(Outro) ( بخش پایانی )   ترکها بسیار با عجله اتفاق می افتاد و به شنونده اجازه ی همراه شدن با قطعه در شروع و آمادگی برای تمام شدن قطعه در انتها نمیداد چیزی که یکی از شاخصه های اقسام این سبک از موسیقی است ، در ترکهایی هم که این بخشها تامل بیشتری دیده میشد متاسفانه از پیوستگی حسی و موزیکال خوبی با بقیه قطعه و شروع ملودی خواننده و … برخوردار نبودند ، برای نوشتن در مورد نکات دیگر در مورد تنظیم ها باید نکات ترک به ترک و مورد به مورد بررسی شوند که از حوصله خواننده و اندازه ی متنی یک یادداشت خارج است ، در بخش بعدی یعنی میکس و مسترینگ آلبوم که از نظر من موفق ترین بخش آلبوم هم بوده همه چیز آنطور که باید و به تناسب داشته ها انجام شده و اتفاق افتاده میکس و مسترینگ خوب تاثیر بسیار زیادی در شنیده شدن خوب یک اثر ایفا میکند و آلبوم پاروی بی قایق در زمینه کاملا موفق بوده . بطور کلی و بعنوان آخرین بخش از این یادداشت به نظر من آلبوم پاروی بی قایق آلبوم موفقی بوده و بخشی از موفقیت اش را نه با شهرت محسن چاوشی بلکه بخاطر ساختار خودش به دست آورده اصولا اگر بخواهیم با نگاه ۰ یا ۱۰۰ به همه چیز نگاه کنیم هیچ تغییر یا پیشرفتی در هیچ زمینه ای اتفاق نخواهد افتاد عادت داریم یا آنقدر کم توقع باشیم که با هر چیزی به عنوان موسیقی تغذیه ی روحی خود را تامین کنیم یا آنقدر پر توقع که هیچ جایی برای تولیدات محترم و جریانات مفید موسیقیایی داخلی قائل نباشیم احساس میکنم موسیقی ما امروزه برای پیشرفت بیشتر ازینکه به نقد نیاز داشته باشد به گوش سالم و باهوش برای شنیدن و افرادی که توانایی تولید آثارمتفاوت را داشته باشند نیاز دارد در تمام بخشها ، نقدهای نادرست از طرف افرادی با سواد کم یا حتی بی سوادِ موسیقیایی که به طور گسترده منتشر میشود جرات ریسک و جسارت ارائه ی کار متفاوت را از تولیدکنندگان موسیقی تا حد زیادی گرفته و نتیجه ی آن  شده خیل زیادی از آثار یک شکل و کم کیفیت که روز به روز استاندارهای مخاطب و مارکت موزیک ایران را پایین می آورد. لازم میدانم که تاکید کنم این نوشته یک نقد نبود و یادداشتی است به خواسته ی دوستان ژورنالیست و تماما نظرات شخصی من است .

 

 

در نهایت امیدوارم که این مسیر برای محسن چاوشی عزیز آزمون وخطا نبوده باشد و برای ادامه این مسیر برنامه ریزی کرده باشد وامیدوارم رویکرد او به سمت موسیقی جدی تر در آلبومهای بعدی ایشان هم ادامه داشته باشد . با آرزوی موفقیت بیشتر برای محسن چاوشی و تمام همکارانم .

 

 

بهروز پایگان – تورنتو

اکتبر ۲۰۱۴

آبان ۱۳۹۳

 

منبع: اختصاصی موسیقی پارس

 

15 دیدگاه‌ها

  1. عالی نوشتی نقد فنی و تخصصی بود که نیاز بود
    به امید همکاری محسن چاوشی و بهروز پایگان

  2. نقد رو وقتی از ادمی که میدونی کارش همینه و تو موزیک سررشته داره باید بهش فکر کرد و ازش استفاده کرد
    البوم پاروی بی قایق عالی بود و منی که طرفدار دو اتیشه چاوشی هستم به نظرم بهترین البوم چاوشی بود ولی چاوشی اینقدر پتانسیل داره که میتونه کارای خیلی بهتر هم انجام بده
    بهروز پایگان هم که تنظیماش تو سبک راک عالی بوده
    خیلی دوست دارم همکاریش با چاوشی بشنوم . یک راک عالی از اب در میاد

  3. ممنون از بهروز عزیز بخاطر یاداشت جالب و نگاه متفاوتشون…/

    اما به نظر من نقطه ی قوت این آلبوم فن بیان و اجرای خارق العاده و تنظیم های حرفه ای بود که آلبوم رو بشدت متفاوت کرده بود.

    به هر حال باید چاوشی رو بوسید و الگو قرار داد چرا که داره خلاف جهت موسیقی ایران حرکت میکنه و به فکر تغییره.

  4. چه عجب، بالاخره یه نوشته درباره آلبوم به دور از کینه ها ی شخصی و حسادت ها و یا تعریف های اغراق آمیز و ستایش گونه از آلبوم با نگاهی منطقی و واقع بینانه به قلم بهروز پایگان دیدیم.

  5. مرسی از آقای پایگان عزیز فکر کنم از بین این همه مطلب که برای این آلبوم زده شد این نوشته کمک زیادی میتونه به خواننده این آلبوم کنه

  6. خیلی دوست داشتم‌ نظر بهروز پایگان که متخصص سبک راکه رو در مورد پاروی بی قایق بدونم.یادداشت محترمی بود واقعا پاروی بی قایق یکی از بهترین آلبومای بعد انقلابه

  7. پرچم سفید بهتر نداشتیم…
    منم عاشق چاوشیم ولی بعد پرچم سفید زیاد خوب نبود دیگه

  8. عالی بود اقای پایگان دوست داشتنی. بعضی وقتا ما شنونده های طرفدار فک میکنیم به خیلی از جنبه های موزیک توجه میکنیم؛ ولی این متن نشون داد که توجه به همه ریزه کاریای یک اثر نیاز به حرفه ای بودن داره…

  9. سلام تشکر آقای پایگان…
    محسن عششششششقه….میفهمید…عشق

  10. این اصلا نقد نبود حسودی به چاووشی و خراب کردنش بود همه میخوان بگن آلبوم چاوشی قوی نبود ولی همه ما می دونیم که قویترین آلبوم بین آلبوم های داخلی تا به امروزه،همه خودشونو باسواد می دونن ولی همه بیشتر حسودن تا باسواد !!!!

  11. سلام

    واقعا نمی دونم ما ایرانیا چجور ادمایی هستیم .
    البوم بی این خوبی .
    عاشقتم چاووشیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  12. کم عادتم به کامنت گذاشتن پای مطلبی اما برخی مطالب وادارت می کنند به این کار…از فنی ترین نقدهایی که می شد راجع به موسیقی با کلام خوند…هم حاوی آموزش و هم عاری از حب و بغض با ادبیاتی درست…سپاس و به امید دنباله دار بودنِ چنین نقدهایی

  13. بهروز پایگان عزیز
    نمیدونم رو چه منطقی به صدای محسن ایراد گرفتی
    اگه محسن اینهمه طرف دار داره واسه صدای خشدارو خاصش و لحن بیان کلماتشه

  14. ممنون آقاي پايگان

    دقيقا به اين موضوع شروع و پايان قطعه ها فكر كرده بودم كه به شنونده اجازه برقرار كردن ارتباط رو نميده

    بازم ممنون ازتون استاد

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید