سه شنبه, دی ۲۶, ۱۳۹۶
یادداشت

«یغما» قافیه را نمی بازد

47بازدیدها

موسیقی پارس- سام شرف زاده: همیشه در خلوت خودم تصور می کردم «یغما گلرویی» تلاش می کند دستگیر شود و به هر روشی که شده قصد دارد به این هدف برسد. خارج از درستی یا نادرستی این تفکر، خارج از در نظر گرفتن نام این هنرمند، باید جریان را هدف قرار داد و تحلیل کرد. دستگیری یک ترانه سرا که در قلمش خونِ اعتراض جاری است. دستگیری ترانه سرایی که می توان او را یک ترانه سرای جریان ساز دانست و این مهم را می توان با مشاهده نوعِ مخاطبین و هوادارانش فهمید. در جامعه ای آزاد چطور چنین اتفاقی رخ می دهد! آیا آقایان به این فکر نکردند که موج پس از دستگیری، به صخره های جامعه هنری به شکلی برخورد می کند که قطراتی از یادداشت ها و شعرهای کوتاهی که برای یغما منتشر شده به جا می ماند! چنین اتفاقی را در گذشته ها شاهد بوده ایم و از بی تاثیر بودن این دستگیری ها اطلاع داریم اما باز هم درس نمی گیریم. آنچه باید اصحاب رسانه، اهالی موسیقی خصوصا ترانه سراها و شاعران ما بدانند این است که شاید روزی نوبت به ما برسد. روزی که ارتباط شما با دنیای بیرون قطع شده و فقط فکر می کنید و فکر می کنید. در آن لحظه دوست ندارید خود را فراموش شده بدانید و امروز خود را جای یغما بگذارید و خارج از اختلاف های فردی و اعتقادی دلتان به حال روحیه شکننده موسیقی کشور و مخاطبینش بسوزد. تاثیر این دست اتفاقات بدتر از چیزی است که فکر می کنید. نسل بعدی ترانه سراها که  خوش بینانه امروز تنها یک مخاطب حرفه ای موسیقی هستند، با دیدن این صحنه ها مسیر خود را از دست به قلم شدن و وزن و قافیه آموختن کج می کنند چه برسد به درک موسیقی و ترانه معترض و تفکر بیدار.

 

 

نگارنده در این فرصت کوتاه حدودا پانصد کلمه ای قصد دارد بر این موضوع تاکید داشته باشد که ما باید در برابر اتفاقات تلخ این چنینی آگاهانه و با توجه به عواقب فعالیت هایمان رفتار کنیم. شاید صبر کردن بهترین کار باشد اما در این روزهای بی صبری، هر ثانیه برای هواداران، خانواده و دلسوزان جامعه موسیقی یک قرن می گذرد. آن روز که یغما به آغوش خانواده برگردد با سری بالاتر، با گام های بلند و مغرور و لبخندی بر لب برخواهد گشت. روح سرکشی در کالبد او جا گرفته و به راحتی نمی توان آن را رام کرد. ای کاش می توانستم نام دیگر ترانه سرایی را در این یادداشت ذکر کنم که پس از تجربه دستگیری به اعتقاداتش پایبند ماند اما افسوس که به خود اجازه نمی دهم سرخود کاری انجام دهم.

 

 

در انتها امیدوارم آینده ما در مسیری قرار بگیرد که جامعه از هر گونه جرم و شکایت دور باشد و هیچ وقت شاهد دستگیری، حبس و زندان برای هیچ شخصی، خصوصا آن ها که قلم، انگشت ششم دستشان حساب می شود نباشیم.

 

 

 

 

منبع: اختصاصی موسیقی پارس

یک دیدگاه

  1. چی بود این یادداشت واقعا دوست عزیز؟ یه حرف دو خطی که که ترانه سرا را نگیرید. دوست منف یادداشت نوشتن کار ساده ای نیست. هرکس که چند تا خبر تنظیم کرد یا چند تا مصاحبه خبری گرفت نباید دست به قلم ببرد برای یادداشت که. همین می شود که همه می گویند این خبرنگارها قوره نشدهف مویز شده اند.
    نمی خواهم ناراحتت کنم ولی هرکس حد خودش را بداندف بد نیست

دیدگاه خود را ثبت کنید