صرفا با اسم های شناخته شده کار نمی کنم

0

موسیقی پارس- سام شرف زاده:فرید کریمیان چند ماهی است که به شکل کاملا حرفه ای و با برنامه ریزی بسیار دقیق فعالیت هنری خود را از نو شروع کرده است. با توجه به موفقیت ویدئو «پایان بازی» و استقبال از تک آهنگ های وی گفت و گوی مفصلی را با او ترتیب داده ایم که در ادامه آن را می خوانید.

 

 

 

چرا چند سال فعالیت هنری خود در زمینه موسیقی را کنار گذاشتید؟

 

یک وقفه پنج- شش ساله در فعالیت هنری من پیش آمد که بیشتر به مسائل شخصی من مربوط می شد. مسائل کاری من و آن گروهی که دوست داشتم با آن ها کار کنم در دسترسم نبودند ولی دلیل اصلی کار جانبی من بود. بعد از یکی دو سال وقفه فاصله بیشتر شد و بعد از آلبوم آخرم یک آلبوم دیگر تولید کردم و مسائل مربوط به مجوز با مشکلاتی درگیرم کرد از آن آلبوم هیچ قطعه ای منتشر نشد. واقعا دلسرد شدم.

 

 

اشاره کردید به گروهی که دوست داشتید با آن ها کار کنید. در خصوص چگونگی انتخاب مولفین آثارتان بگویید.

 

روی اخلاق خیلی تاکید دارم و دوست دارم کسی که با من همکاری می کند شبیه به خودم باشد و در حوزه موسیقی بدقولی من را خیلی اذیت می کند و دوست دارم در محیطی دوستانه کار کنم. از شاخه به شاخه دیگر پریدن را دوست ندارم و اگر گروهی را پیدا کنم که به سلیقه من نزدیک است با آن ها همکاری طولانی مدت خواهم داشت.

 

 

در مورد آلبوم های گذشته خودتان هم برایمان بگویید.

 

 

اجازه بدهید از اینجا شروع کنم که حدود سال های هشتاد و یک و هشتاد و دو تهیه کننده کنسرت بودم. با امیر تاجیک، مجتبی کبیری و ناصر عبداللهی چند همکاری داشتم. به نوازندگی فلوت و سنتور مشغول بودم و سال هشتاد چهار آخرین کنسرت را برگزار کردم و تهیه کننده کنسرت بودن در آن زمان مشکلات خاص خودش را داشت و بعد از آن تصمیم گرفتم روی نوازندگی تمرکز کنم و در سال هشتاد و پنج با مهران سراجیان یک آلبوم بی کلام را منتشر کردیم با نام «آوای زمستان» با ده قطعه که در هر قطعه یک ساز فلوت را همراهی می کرد. بعد از آن آلبومی را با برزو ارجمند کار کردم با نام «غریبِ آشنا» که برزو در پنج آهنگ به عنوان خواننده حضور داشت چهار قطعه بی کلام بود و در سال هشتاد و پنج منتشر شد. من ساز زدن را بیشتر از خواندن دوست داشتم ولی کشیده شدم به سمت خوانندگی و در سال هشتاد و هفت آلبوم «کنارم باش» را تولید کردم که با روزبه بمانی، فرزاد فتاحی، حسام ناصری، ترانه مکرم و دوستان دیگر همکاری کردم و بازخورد خوبی در زمان خودش داشت و به تیراژ دوم رسید. آلبومی که بعد از آن تولید کردم همان طور که گفتم برای مجوز وارد بستری پرحاشیه شد و زمانی بود که تعداد آثار منتشر شده به سرعت بالا می رفت. تنظیم ها داشت قدیمی می شد و بعد از یکی دو سال آلبوم را کنار گذاشتم تا سال نود و چهار از حوزه موسیقی دور بودم.

 

 

اشاره کردید به آلبوم موسیقی بی کلام. زمانی که چنین آلبومی را منتشر می کنید قطعا می دانید از سوی مخاطب عام موسیقی زیاد مورد توجه قرار نمی گیرد. چطور تصمیم گرفتید چنین آلبومی را تولید و منتشر کنید؟

 

 

 

آلبوم در رادیو پیام خیلی پخش می شد و تا امروز هم فکر می کنم پخش می شود. من این موسیقی را دوست دارم چرا که در این نوع موسیقی ذهن شما به هر سمتی می رود. زمانی که در یک قطعه با ترانه درگیر می شوید، درگیر می شوید و متاسفانه سرمایه گذاری روی چنین آلبومی خسته کننده بود و کار کاملا دلی بود. طبیعتا کسی که کار موسیقی را حرفه ای انجام می دهد، مخاطب در روند پیشرفتش مهم است. هنوز فرهنگ مخاطب برای گوش دادن به این نوع موسیقی با آنچه باید باشد فاصله زیادی دارد و در دنیا این سبک با کیفیت خیلی بالا تولید می شود و رسیدن به آن کیفیت برای ما سخت است.

 

 

 

نکته قابل بحث دیگری که در جواب هایتان بود، اشاره شما به قدیمی شدن تنظیم های آلبومتان بود که هیچ وقت منتشر نشد. به نظر شما چه زمانی تنظیم قدیمی می شود؟

 

 

جنس سمپل ها عوض می شود. ساندهای جدید منتشر می شود و گوش مخاطب به آن ها عادت می کند و یک قطعه که امروز منتشر می شود برای مخاطب در سال آینده تکراری باشد.

 

 

شما بعد از چند سال دوباره به حوزه موسیقی برگشتید. فضای موسیقی چقدر تغییر کرده است؟

 

 

خیلی عوض شده. رقابت بسیار شده چرا که هر روز تعداد زیادی موسیقی منتشر می شود و اینترنت ارتباط با مخاطب را راحت کرده که در گذشته به این شکل نبود. قبلا کار باید سی دی می شد اما امروز شما در تلگرام به همه آثار منتشر شده دسترسی دارید.

 

 

 این که انتشار آثار از حالت فیزیکی خارج شده خوب است یا بد؟

هم خوب است هم بد. اصل آثار در همه جای دنیا به همین صورت اینترنتی منتشر می شود اما در کشور ما چون کپی رایت رعایت نمی شود به موسیقی ضرر می رسد. نیاز به فرهنگی دارد که وجود ندارد.

 

 

در مورد ویدئو «پایان بازی» برایمان بگویید. 

همه چیز از چند بیت شعر حمید خلف بیگی شروع شد. داستان را بر اساس آن چند بیت ساختیم. شعر در مورد مردی که مُرده و روحش بعد از مدتی به خانه اش برمی گردد. از نظر تنظیم جدید است و ترانه وزن معمول را ندارد. نظر من این بود که اولین ویدئو متفاوت باشد و با چند نفر در خصوص آن صحبت کردیم. خیلی ها به جنبه صعنتی و مالی اهمیت می دادند. همه تجاری به کار نگاه می کردند و دیدگاه هنری در کار نبود. در نهایت با کیوان برومند همکاری کردیم که دیدگاه هنری و حرفه ای دارد. به این نتیجه رسیدیم که باید دکور بسازیم و قسمت سخت آن تمرینات بازیگری من بود که نقش یک روح را باید بازی می کردم. واقعا کار سختی بود چرا که تماشاگر نباید تا آخر ویدئو بفهمد تو روحی آن هم مقابل افرادی که بازیگر حرفه ای تئاتر بودند. پشت دوربین بیش از بیست نفر ایستاده بودند و چند ماه برای تدوین وقت صرف شد. از خروجی کار بسیار راضی هستم.

 

 

ویدئو دیگری نیز خواهید ساخت؟

 

بله ویدئو بعدی را استارت زده ایم و سعی کرده ایم با همین کیفیت باشد. سعی می کنیم چه در موسیقی چه در تصویر متفاوت باشیم و هم به گوش و هم به چشم مخاطب احترام بگذاریم. زمانی که مخاطب صرف می کند برای تا ویدئو را ببیند برای ما اهمیت بسیاری دارد. برای این ویدئو هم مجوز خواهم گرفت چرا که همیشه دوست داشتم مجاز باشم.

 

 

مجاز بودن سخت نیست؟

سخت که نه خیلی سخت است. مجاز بودن و مجاز ماندن خیلی سخت است. در دوره کنونی آثار به راحتی منتشر می شوند و برای مجاز بودن باید از بعضی چیزها که دوست دارید کم کنید.

 

 

روند انتشار تک آهنگ ها تا کجا ادامه خواهد داشت؟ به فکر انتشار آلبوم هستید؟

 

 

صحبت هایی شده و احتمالا پس از پایان فیلمبردای این ویدئو کار بر روی آلبوم را شروع می کنیم تا سال آینده منتشر شود.

 

 

کارنامه هنری شما نشان می دهد که بیشتر تمایل دارید با افرادی کار کنید که اسم و رسمی دارند. چه تفکری پشت این انتخاب ها است؟

 

صرفا با اسم های شناخته شده کار نمی کنم. کار خوب از نظر خودم پیدا کنم را انتخاب می کنم و اسم برایم مهم نیست اما آنچه دوست دارم را میان افرادی پیدا کرده ام که نام های شناخته شده موسیقی کشور هستند. طبیعتا اگر کارشان خوب نبود مشهور نمی شدند. تجربه ای که پشت این اسم ها وجود دارد روند کار را ساده تر می کند.

 

 

نقش رسانه ها را در بالا بردن سطح موسیقی چطور ارزیابی می کنید؟

 

اگر رسانه ها نبودند مردم خیلی با تازه واردها آشنا نبودند. چه سایت های خبری چه رسانه های مکتوب در حال حاضر در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی فعال هستند. اگر نبودند پل بین خواننده ها و مردم وجود نداشت. بعضی رسانه ها با برخورد نادرست با بعضی مسائل فضای موسیقی را آلوده می کنند. راحت اجازه می دهند مخاطبین موسیقی در نظرهایشان به خواننده ها توهین کنند. هر شخصی دارای شخصیت است و فرهنگ سازی آن به دست همین رسانه ها است. بعضی کامنت ها را خیلی راحت می توان پاک کرد اما برای بالا رفتن بازدید این کار را نمی کنند. از بحث های توخالی استقبال می کنند و رسانه ها آگاهانه به خیلی ها ضربه می زنند. خواننده سیبل می شود و این نوعی سوء استفاده است و کم کم شیوع پیدا می کند.

 

 

 

فضای موسیقی را به طور کلی چطور می بینید.

 

رقابت زیاد شده و باعث شده کیفیت کارها بالا برود. متاسفانه جایی را نداریم که استانداردها را بسنجد تا گوش مخاطب به موسیقی بی کیفیت عادت نکند. خیلی ها کار هنری منتشر می کنند ولی مردم استقبال نمی کنند. ما در موسیقی پاپ تعریف درستی از موسیقی هنری نداریم. استانداردها درست مشخص نیست.

 

 

در پایان چه صحبتی دارید؟

 

 

در پایان بار دیگر می گویم که تا حد ممکن سعی می کنیم برای گوش و چشم مخاطب ارزش قائل باشیم. هزینه های زیادی صرف این کار می کنیم و امیدوارم مخاطب متوجه آن باشد.

 

 

منبع: اختصاصی موسیقی پارس

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید